محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
243
مجمع الانساب ( فارسى )
معظم شهرهاى خراسان است و چندان لشكر در آن مقام گرد شد كه در حد حصر نيامدى و اگرچه نيشابور خود سنگلاخ بود چندان سنگ از براى منجنيق آورده بودند كه ده يك آن بر كار نشد و مردمان نيشابور چنان آلت و عدت راست كرده بودند كه قريب صد هزار مرد جمع شده بود و سيصد منجنيق و سه هزار چرخ بر سر بار و در كار بود و عراده و قارورات نفط و غيره . و تا تولى خان به نفس خود برسيد نيشابوريان كوفرى نموده بودند . و چون تولى برسيد از آنجا كه بخت نيشابوريان برگشته [ بود ] آن روز تغاجار كه داماد چنگيز خان بود كشته آمد . دختر چنيگز خان بيامد و حكم كرد تا سر جنبانى را در آن شهر زنده نگذاشتند و شهر را عاليها سافلها كردند . و چون كار اين شهر نيز تمام شد متوجه شهر هرات گشت و خود آنجا بنشست و شهر بلخ [ را ] كه دو نوبت خراب كرده بودند جراحتى تازه بر سر آن نهاد و شهرهاى ديگر چون ابيورد و نسا و يازر و طوس و جاجرم و جوين و بيهق و خواف و سرخس و زاوه و غيره همه را لشكر بفرستاد هركسى كه ايل و منقاد بود به انواع سيورغاميشى مشرف مىشد و هر كه سر تمرد و عصيان داشت با ديگران ملحق مىگشت . و چون كار خراسان تمام كرد عزيمت زابل و كابل و سيستان و بعضى از مركان و كرمان كرد و به نفس خود برفت و همه را ايل و منقاد گردانيد و از راه سيستان به بلخ باز آمد و به جيحون بگذشت و به اردوى اعظم شد و به خدمت پدر پيوست و همه عمر در خدمت پدر بسر مىبرد تا آنگاه كه اجل موعود در رسيد و پدرش شكار فنا شد . شاه جهانگير چون از ممالك غربى نهضت فرمود و به راه بلخ از راه جيحون عبره كرد و به مقر سرير خود خراميد يعنى بلاد ايميل و سلنگاى ، مدت پنج سال ديگر